کمیل کسان خود را بگو تا پسین روز پى ورزیدن بزرگیها شوند و شب پى برآوردن نیاز خفته‏ها . چه ، بدان کس که گوش او بانگها را فرا گیرد ، هیچ کس دلى را شاد نکند جز که خدا از آن شادمانى براى وى لطفى آفریند ، و چون بدو مصیبتى رسد آن لطف همانند آبى که سرازیر شود روى به وى نهد ، تا آن مصیبت را از او دور گرداند چنانکه شتر غریبه را از چراگاه دور سازند . [نهج البلاغه]
 
پنج شنبه 03 فروردین 16 , ساعت 11:57 عصر

بر صورت دین، ز غصه چین افتاده

چون قبله به دست مُلحدین افتاده

از غفلت ما، عقرب اسرائیلی

مثل سرطان به جان دین افتاده


یه مسجد، وسط دو تا مثلث اسیره

یه کودک، زیر چکمه سیاهی میمیره

یه ضجه، توی آسمون شب پر می گیره

یه مادر، دوباره ناله رو از سر می گیره


ای قدس ای شهر خدا آزاد می‌خواهم تو را

معراج گاه مصطفی آزاد می‌خواهم تو را

ای قبله گاه اولین بهر رسول آخرین

از سلطه صهیونیان آزاد می‌خواهم تو را


به فلسطین رو کن و بنگر سکوت خفت بار

از این شیوخ عرب، بردگان استکبار

به غزه رو کن و بنگر حمایت مردم

به رغم ذلت حکامشان، از این مردم


قدس است به فتنه مبتلا، بسم الله

ای خیل مجاهدان! به پا، بسم الله

امروز ظهور کربلا در قدس است

برخیز به شوق کربلا، بسم الله

روز قدس

تو خانه به خانه، با ستم می‌جنگی

بی عذر و بهانه، با ستم می‌جنگی

در دست تو سنگ و در گلویت آواز

با سنگ و ترانه، با ستم می‌جنگی

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ